شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بازم از نو خم ابروی کسی در نظر استسلخ ماه دگر و غرهٔ ماه دگر است
۲
آن‌که در باغ دلم ریشه فرو برده ز نوگرچه نوخیز نهالیست ، سراپا ثمر است
۳
طوطی ما که به غیر از قفس تنگ ندیداین زمان بال‌فشان بر سر تُنگ شکر است
۴
بشتابید و به مجروح کهن مژده بریدکه طبیب آمد و در چارهٔ ریش جگر است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth