شعر را زندگی کن
خلوتی با سوزنی سمرقندی

شمارهٔ ۳۷ - در هجو خمخانه و مدح قلج تمغاج خان مسعود

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خر خمخانه را ناسور پیدا گشت و بیطارمبنیش از سقبه آن ناسور در یکهفته بردارم
۲
چو خر شاعر بود بیشک که بیطاری کند شاعرچه داند آن خر شاعر که من شاعر نه بیطارم
۳
ز تسعیر خر شاعر بسازم خمره مرهمبریزم اندرو سیماب و زرچوبه برون آرم
۴
بمستی و بهشیاری بجای خواب و بیداریهمی تا آرمش نالان می افشارم می افشارم
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth