خلوتی با سوزنی سمرقندی
شمارهٔ ۸ - در راه
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیش آمدم براه یکی تا زنا گشادنیمور من بدیدن او باد در فتاد
۲
بر من سلام کرد و کنارم گرفت تنگایراز کرن سر بمیان پای او نهاد
۳
پنداشت آن پلید که حیران شدست تازو اکنون همی بخانه خوهم برد و سیر . . . اد
۴
برمی طپید گرد میان پای من بخشمچون کودکی که بر طپد از زخم اوستاد
صفحهٔ ۱ از ۳