خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کارگر نیست به غم تیشة اندیشة ماخورد ای کاش همان بر سر ما تیشة ما
۲
نخل ما بار ترقی ندهد پنداریکه به فولاد فرو رفته رگ و ریشة ما
۳
چه عجب گر چو کتان ماه فرو ریخت ز همدم ز مهتاب زند برق دمِ تیشة ما
۴
دل ما جمع نخواهد که شود با دل توترسم ای دوست که بر سنگ خورد شیشة ما
صفحهٔ ۱ از ۲