شعر را زندگی کن
خلوتی با جیحون یزدی

شمارهٔ ۲۶ - وله

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
میم دهان لعبتی نخواهنده ابجدقامت ما دال کرد از آن الف قد
۲
جیم دو زلفش بعین دوستی از منبرده چنان دل که می ندانم ابجد
۳
خد نکو را کنند برمه تشبیهلیک بت من ز ماه به بودش خد
۴
مه که ز حد بگذرد پذیرد نقصانآن مه تکمیل شد چو بگذشت از حد
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth