خلوتی با جیحون یزدی
شمارهٔ ۳۳ - وله
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای که ز چشم و لبت نوبت بوس و کنارگردد هشیار مست، مست شود هوشیار
۲
زلف تو بر روی خط ماری تازان به مورخط تو در زیر زلف موری تازان به مار
۳
جز از لب و چهرهات هرگز نشیندهامناری همسنگ نور، نوری همرنگ نار
۴
گوشهنشینْ مژّهات، ترکی عصیانپرستدامان برچیده زلف هندوی پرهیزگار
صفحهٔ ۱ از ۱۰