شعر را زندگی کن
خلوتی با جیحون یزدی

شمارهٔ ۳۸ - وله

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون خلیل از خلعت خُلّت ز حق شد کامگارظل حق هم با خلیلش برد این صنعت به کار
۲
هان اگر معنی شناسی بگذر از صورت که نیستظل و ذی ظل امثالی غیر جبر و اختیار
۳
ای به رخ برهان حسن از حسن برهانهای منعیش ساز و غم گداز و نرد باز و می بیار
۴
ها برافشان دست تا نوشادیان کوبند پایها بجنبان زلف تا تا تاریان بندند بار
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth