شعر را زندگی کن
خلوتی با جیحون یزدی

شمارهٔ ۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تسکین خاطر آورد آن روی مهوشمیاللعجب که جوش برد از دل آتشم
۲
گر ابروی کمان تو سازد هزار صیدگوید که کم نگشته خدنگی ز ترکشم
۳
قدّت به ناز دل برد و رخ به عشوه جانبیچاره من که غارتی این کشاکشم
۴
هردم به دیده صورت زلفت کنم خیالنقشی بر آب میزنم از بس مشوشم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth