خلوتی با جیحون یزدی
شمارهٔ ۱۱
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نبندد مرد عاقل دل بدین فرتوت زن دنیاکه سودش جملگی سوگ است و شکرش سربهسر شکوی
۲
بلی عاقل نداند شش جهت را غیر افسانهبلی کامل نبیند نه فلک را جز به استهزا
۳
بمیرد پیش از مردن ببخشاید پس از جستنکه گنجش بر روان رنج است و عزش در نظر عزی
۴
به سان راد سعدالملک کز نیروی داناییهمی در زندگانی خویشتن را داند از موتی
صفحهٔ ۱ از ۳