شعر را زندگی کن
خلوتی با جیحون یزدی

شمارهٔ ۲ - ورود سر مبارک آنحضرت بر دیر راهب

مراثی

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در ره شام یکی روز بهنگام غروبره بدیری شد شان آل علی زاهل ذنوب
۲
راهبی بود درآن دیر مبرا زعیوببلکه از پاک دلی آگه از اسرارغیوب
۳
های و هوی سپهش رهبر بربام آمدبام تصحیف پذیرفت و ورا نام آمد
۴
دید یک سوی سپاهی همه خون خوار ولئیمگوی بر بوده به تلبیس زشیطان رجیم
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth