شعر را زندگی کن
خلوتی با جیحون یزدی

شمارهٔ ۱۹ - تضمین غزلی ازسعدی

مراثی

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گفت سکینه با پدر نیست اگر چه قابلمماندن قتلگاه را بیش ز هر چه مایلم
۲
لیک چه سود کز برت برد و بزد موکلمبار فراق دوستان بسکه نشسته بردلم
۳
میرود و نمیرود نافه بزیر محملم
۴
نه سر آنکه دل کنم من ز زمین کربلانه دل آنکه سرکنم با تو بدشت نینوا
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth