شعر را زندگی کن
خلوتی با قوامی رازی

شمارهٔ ۱۴ - در مدح گوید

دیوان اشعار

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خداوندا سرور جود دستتچو طوقی گشت و اندر گردن افتاد
۲
پدید آمد جواهر در معادنچو ظل گوهرت بر معدن افتاد
۳
شد آهن مایه سهم و سیاستچو نام تیغ تو بر آهن افتاد
۴
حدیث رمح لرزانت برآمدز هیبت لرزه بر مرد و زن افتاد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth