خلوتی با قوامی رازی
شمارهٔ ۳۸ - در مدح امیر حاجب شمس الخواص نورالدولة جمال الدین قرقو
دیوان اشعار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کمان شدم ز غم عشق آن کمان ابروکه هست زیر لب لعل فام او لؤلو
۲
غم فراق تو بندی نهاد بر پایمکه بر ندارم دست از دل و سر از زانو
۳
ز مهر خسته عشقش بود تن زاهدز سحر بسته چشمش بود دل جادو
۴
وفا نداند و آزار من کند یک بارجفا نماید و آزرم من نهد یک سو
صفحهٔ ۱ از ۹