خلوتی با لبیبی
شمارهٔ ۲ - قطعهٔ منقول در تاریخ بیهقی
قطعات و قصاید به جا مانده
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کاروانی همی از ری به سوی دسکره شدآب پیش آمد و مردم همه بر قنطره شد
۲
گله دزدان از دور بدیدند چو آنهر یکی زیشان گفتی که یکی قسوره شد
۳
آنچه دزدان را رای آمد بردند و شدندبد کسی نیز که با دزد همی یکسره شد
۴
رهروی بود در آن راه درم یافت بسیچون توانگر شد گفتی سخنش نادره شد
صفحهٔ ۱ از ۲