خلوتی با لبیبی
شمارهٔ ۳۰ - به شاهد لغت سکنجیده، بمعنی تراشیده
ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز تیرش رخ مه سکنجیده شدز تیغش دل چرخ انجیده شد
صفحهٔ ۱ از ۱
ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی