خلوتی با لبیبی
شمارهٔ ۳۹ - به شاهد لغت بادریسه، بمعنی آن مهره که زنان بر دوک زنند بوقت رشتن
ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر . . . ت از نخست چنان بادریسه بودآن بادریسه خوش خوش چون دوک ریسه شد
صفحهٔ ۱ از ۱