خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۱
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی از طوطی نطقت مرصع بال گویاییگرفته منشی یونان ز تو منشور دانایی
۲
نباشد طاقت بازوی تو زورآزمایان رااگر از آستین بیرون کنی دست توانایی
۳
صدف پر کرده از آب گهر پیمانه خود رابه گرد روضه ات هر روز آید بهر سقایی
۴
هواخواه تواند از روی دین پیوسته دیندارانطلبگار تواند از جان و دل شهری و صحرایی
صفحهٔ ۱ از ۸