خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۱
مسمطات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شد مدتی که بخت نسازد مدد مراافگنده روزگار به فکر ابد مرا
۲
در سینه نیست کینه ز اهل حد مراغمگین نیم که خلق شمارند بد مرا
۳
نزدیک می کند به خدا دست رد مرا
۴
تا ناله از لب من مخمور شد بلنداز شیشه ها نوای دم صور شد بلند
صفحهٔ ۱ از ۴