خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۸
مسمطات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا مرا گوشه نشین کرد غم تنهاییقصر افلاک شد از گریه من دریایی
۲
چند گویم من ماتمزده یی سوداییای مرا دل ز غمت واله جان شیدایی
۳
من بدین حال و تو در غایت بی پروایی
۴
تا زده دست من آن غمزه بی باک به سرگردد از بی خودیم گردش افلاک به سر
صفحهٔ ۱ از ۴