خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۲۵
مسمطات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شوخ من بی پرده در بازارها جولان مکندیده آئینه را بر روی خود حیران مکن
۲
بوالهوس را برگ عیش ای غنچه در دامن مکنمجلس اغیار را از خنده گلریزان مکن
۳
چشم خونبار مرا هم کاسه طوفان مکن
۴
از جمالت شد گلستان بزم پیر می فروشچون گل از غیرت مرا خون جگر آید به جوش
صفحهٔ ۱ از ۴