شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۳۰

مسمطات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای گل امروز تو هم‌بزم حریفان شده‌ایشعله جان من بی‌سر و سامان شده‌ای
۲
دست بر دست سبو کرده خرامان شده‌ایشوخ و میخواره و شبگرد و غزل‌خوان شده‌ای
۳
چشم بد دور که سرفتنه دوران شده‌ای
۴
ای که در کلبه‌ام از دور چو مه می‌تابیگاه در خرمن من آتش و گاهی آبی
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth