خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۳۳ - قصاب
شهر آشوب
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا دلم را کشته خود آن بت قصاب کرددر قفای دنبه خود چریوی من آب کرد
۲
ریخت همچون سرمه در چشم ترازو سنگ راماند در زیر سر و گفتا دکانم خواب کرد
صفحهٔ ۱ از ۱
شهر آشوب