شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چند به چهره افکنی زلف سیاه خویش رااز نظرم نهان کنی روی چو ماه خویش را
۲
اینقدر از غم توام حال نمانده تا مگرشرح دهم به پیش تو حال تباه خویش را
۳
شاهی و غمزه‌ات بود خیل و سپاه و کرده‌ایامر به غارت جهان خیل و سپاه خویش را
۴
من همه پای تا به سر ذلت و مسکنت شدمتا تو نمودی‌ام همی شوکت و جاه خویش را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth