خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو در کویت وطن دارم نجویم باغ رضوان راچو بر رویت نظر دارم نخواهم حور و غلمان را
۲
نه کافر نی مسلمانم که یاد طره و رویتببرد از خاطرم یکباره شرح کفر و ایمان را
۳
دو جرعه بادهام ساقی کرم کرد و یکی دیدممی و مینا و ساقی عشق و عاشق جان و جانان را
۴
شبی در خواب میدیدند کاش آن طره را آنانکه بر من خرده میگیرند گفتار پریشان را
صفحهٔ ۱ از ۲