شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فرقی نمانده در عمل خوب و زشت مایکسان شده است کعبه و دیر و کنشت ما
۲
انجام خود ز خوی بد و نیک خود بیابدر ما نهفته دوزخ ما و بهشت ما
۳
گر برخلاف میل رود عمر چاره چیستبوده است این ز روز ازل سرنوشت ما
۴
حالی بود عمارت ما خاک و خشت غیرتا خود عمارت که شود خاک و خشت ما
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth