شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱ - در ستایش غیاث الدین محمد میرمیران

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به میدان تاز و سر در آتشم ده باد جولان راپر از دود سپند جان من کن دور میدان را
۲
بزن بر جانم آن تیر نگاه صید غافل کشکه در شست تغافل بود و رنگین داشت پیکان را
۳
کمان ناز اگر اینست و زور بازوی غمزهچه جای دل که روزن می‌کند در سینه سندان را
۴
چه سرها کز بدن بیگانه سازد خنجر شوخیچه افتد آشنایی با میانت طرف دامان را
صفحهٔ ۱ از ۱۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth