خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۱۷ - اشتر و گله
مثنویات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اشتری از سردی دی گشت زاررفت سوی آغلی از کشتزار
۲
آن گلهدان را بد از عجز خفتوز پس در با گلهٔ خام گفت
۳
کی منتان بنده بر این خسته جاندر بگشائید که تا یک زمان
۴
گوش و سر اندر گلهدان آورموارهد از صدمهٔ سرما سرم
صفحهٔ ۱ از ۶