خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۱۹ - حاسد و محسود
مثنویات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بود دو تن را دو درخت کهنحاسد و محسود بدند آن دو تن
۲
خواست شبی حاسد شوریده بختقطع ز محسود نماید درخت
۳
جُست یکی ارهکش تیشهزنگفت درختی است فلانجا زمن
۴
زود برو قطع کن از ریشهاشریشه بر آور ز دم تیشهاش
صفحهٔ ۱ از ۵