خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۴۱ - خودبینی
مثنویات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اسب سواری لب آبی رسیدمرکبش از پویه بماند و رمید
۲
زجر همی کردش و همت گماشتاسب بجا مانده و سودی نداشت
۳
صاف ضمیری که بدش جان پاکآب بیالود به یک مشت خاک
۴
اسب گذر کرد و سوار از شگفتدامن آن مرد چو گردی گرفت
صفحهٔ ۱ از ۴