شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳ - در ستایش حضرت علی«ع»

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا به روی تو شد برابر گلغنچه بسیار خنده زد بر گل
۲
در گلستان ز مستی شوقتجامه را چاک زد سراسر گل
۳
بر تنش گشته پیرهن خونینکز غمت خار کرده بستر گل
۴
پیش روی تو آفتابی زلفزیر زلف تو سایه پرور گل
صفحهٔ ۱ از ۱۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth