شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ - در ستایش امام هشتم«ع»

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا شنید از باد پیغام وصال یار گلبر هوا می‌افکند از خرمی دستار گل
۲
گرنه از رشگ رخ او رو به ناخن می‌کندمانده زخم ناخنش بهر چه بر رخسار گل
۳
تا نگیرد دامنش گردی کشد جاروب واردامن خود در ره آن سرو خوشرفتار گل
۴
خویش را دیگر به آب روی خود هرگز ندیدتا فروزان دید آن رخسار آتشبار گل
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth