شعر را زندگی کن
خلوتی با میلی

شمارهٔ ۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشم مستی باز رهزن شد دل دیوانه راکز نگاهی آشناه زد راه صد بیگانه را
۲
زین گمان کز غیر ناگه پیشتر بیخود شومخون شود دل در برم، چون پر دهی پیمانه را
۳
چشم او کز اول آویزد به مردم، از فریبهمچو صیادی به روی دام پاشد دانه را
۴
سوی بزمش می روم ناخوانده و شادم ازینگرچه از شادی نخواهم یافت راه خانه را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth