خلوتی با میلی
شمارهٔ ۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دامان ناز برزد وتیغ جفا گرفتسرمست در رسید و گریبان ما گرفت
۲
گردید تیر غمزه مستش به خون منهر چند دست او به شفاعت حنا گرفت
۳
شب گفتم آنقدر سخن از بیخودی به یارکش خواب از فسانه بی مدعا گرفت
۴
آن شاخ گل، شکفته ز اهل وفا گذشتتا از نسیم آه که بوی وفا گرفت؟
صفحهٔ ۱ از ۲