خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۸ - ده بافق
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ایا آفتاب معلا جنابکه از سایهات آسمان پایه جوست
۲
در اظهار انعام حکام بافقسخن بر لب و گریهام در گلوست
۳
در آن ده مجاور شدم هفت ماهنپرسید حالم ،نه دشمن نه دوست
۴
جواب سلامم ندادند بازاز آن رو که اطلاق دادن پراوست
صفحهٔ ۱ از ۱