خلوتی با عمان سامانی
شمارهٔ ۶: گر سیر کعبه و دیر ور خانقاه کردم
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر سیر کعبه و دیر ور خانقاه کردمغیر از تو کس ندیدم هرجا نگاه کردم
۲
قصد و مرادم از سیر روی تو بود لاغیرگر سیر کعبه و دیر ور خانقاه کردم
۳
دیدم که بود کوهی اندر برابر کاهعفو ترا مطابق با هر گناه کردم
۴
جز دعوی «اناالحق » نشنیدم از زبانشگوش دل از حقیقت بر هر گیاه کردم
صفحهٔ ۱ از ۳