شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

ترجیع بند - ما گوشه نشینان خرابات الستیم

ترجیعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساقی بده آن باده که اکسیرِ وجود استشویندهٔ آلایش هر بود و نبود است
۲
بی‌زیبق و گوگرد که اصل زرِ کانی‌ستمفتاحِ درِ گنج، طلاخانهٔ جود است
۳
بی گردش خورشید، کم و بیش حرارتکآن زر از او هر چه فراز است و فرود است
۴
قرعی نه و انبیقی و حلی و نه عقدیدر بوته گداز زر و نه نار و نه دود است
صفحهٔ ۱ از ۳۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth