خلوتی با طغرای مشهدی
شمارهٔ ۳
قصاید و مقطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طغرا، به تیغ نطق، جهان را گرفته ایکم نیستی تو هم ز جهانگیر آفتاب
۲
تیرافکنان رای تو صد ره فکنده اندپشت کمان به ترکش پر تیر آفتاب
۳
در کشوری که تیغ خیالت علم شودروید غلاف شرم ز شمشیر آفتاب
۴
با آنکه می شود ز ره پرتوافکنینظم تو دستمایه تسخیر آفتاب
صفحهٔ ۱ از ۲