شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

پایهٔ سریر معانی بر عرش نهادن و گام فکر در عرصهٔ سپهر گشادن در مدح شهسواری که فضای هستی گویی از اقلیم اوست

ناظر و منظور

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو این گنج هنر ترتیب دادمز هر جوهر در او درجی نهادم
۲
شدم جویندهٔ زیبنده اسمیکه حفظ گنج را سازم طلسمی
۳
به کام فکر ملکی چند گشتمبه اکثر نامداران بر گذشتم
۴
به ناگه پیشم آمد پیر دانشکه ای کار تو بر تدبیر و دانش
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth