شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

بیان خوابی و اظهار اضطرابی که ناظر را از راز پنهان از بی‌صبری خبر داده و داغ ناصبوریش بر جگر نهاده و حکایت مفارقت و شکایت مهاجرت

ناظر و منظور

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چنین گفت آن ادیب نکته پردازکه درس عاشقی می‌کرد آغاز
۲
که منظور از وفا چون گل شکفتیحکایتهای مهر آمیز گفتی
۳
به نوشین لعل آن شوخ شکر خنددل مسکین ناظر ماند در بند
۴
حدیث خوش‌ادا گلزار یاریستنهال بوستان دوستاریست
صفحهٔ ۱ از ۱۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth