شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

رسیدن ناظر به کوهی که سنگ و شیشهٔ سپهر را شکستی و پلنگش در کمینگاه گردون نشستی

ناظر و منظور

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز ره پیمای این صحرای دلگیربه کوه افتد چنین آواز زنجیر
۲
که بود اندر کنار مصر کوهینه کوهی سرفراز با شکوهی
۳
به خون‌ریز اسیران پافشردهبه بالای سر از کین تیغ برده
۴
به کین دردمندانش کمر سختز سنگ او شکسته شیشهٔ بخت
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth