خلوتی با وحشی بافقی
بخش ۲۷ - در جواب گفتگوی شیرین و قبول نمودن فرهاد کندن کوه بیستون را به جهت عمارت
فرهاد و شیرین
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بدو فرهاد گفت که ای سرو نوخیزلبت جان پرور و زلفت دلاویز
۲
خیالت برده از دل صبر و تابمنگاهت کرده سرمست و خرابم
۳
کمند زلف مشکین تو داممشراب لعل نوشینت به جامم
۴
به هر خدمت که فرمایی برآنمبه جان کوشم درین ره تا توانم
صفحهٔ ۱ از ۴