شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

شمارهٔ ۳

مسمطات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در شهر ما بتی است که بر جان بود امیرچالاک و چست و چابک و عیار و شیر‌گیر
۲
در شاهدی یگانه و در دلبری دلیرهر جا دلیست در خم زلفش بود اسیر
۳
نبود بجز در آینه حسن ورانظیر
۴
خندیدنش چو خنده شیر است در نظرخندد ولی بگرید از آن خنده شیر نر
صفحهٔ ۱ از ۲۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth