خلوتی با صوفی محمد هروی
شمارهٔ ۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای تو چون زلف چرایی، به من شیدا کجراست گویم منشین بهر خدا با ما کج
۲
آمده زلف به دزدیدن آن سیب ذقنهندوست و چه عجب گر بود آن لالا کج
۳
بر بساط ای شه خوبان به رخ زردم بینهمچو فرزین تو متاز ای بت من عمدا کج
۴
سرو تعظیم تو هر روز به جا می آردبود او پیش قد دلکش تو بالا کج
صفحهٔ ۱ از ۲