خلوتی با صوفی محمد هروی
شمارهٔ ۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن ترک مست، دیده چو از خواب باز کردبا عاشقان غمزده آهنگ ناز کرد
۲
شانه چو ره به گیسوی او برد لاجرمبا دست کوته او عملی بس دراز کرد
۳
دور اوفتد ز کعبه مقصود سالهااز کوی دوست هرکه هوای حجاز کرد
۴
محراب ابروی تو ندیدست از آن سببزاهد به کنج صومعه شبها نماز کرد
صفحهٔ ۱ از ۲