خلوتی با صوفی محمد هروی
شمارهٔ ۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خرم آن روز که دیدار توام روزی بودوصل جان بخش توام دولت پیروزی بود
۲
قصد جان داری و در سینه فکندی آتشبا من اینها ز تو از غایت دلسوزی بود
۳
غمزه بر کشتن عشاق چه تعلیم کنینیک استاست چه حاجت به بدآموزی بود
۴
گفتمش ریخته شد خون رقیب تو به خاکگفت احسنت مرا زان که بسی موزی بود
صفحهٔ ۱ از ۲