خلوتی با صوفی محمد هروی
شمارهٔ ۲ - فی القصیده
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کرد با چشم تو خود را چو برابر نرگسگل بخندید ازین واقعه خوش بر نرگس
۲
انفعالی که زچشمان تو دارد در باغنتواند که بر آرد به چمن سرنرگس
۳
تا نثار قدم یار کند در گلزارایستادست ببین کاغذ پر زر نرگس
۴
کرده کژ گردن و در لعل لبش می نگردمست مخمور کند میل به ساغر نرگس
صفحهٔ ۱ از ۱۵