خلوتی با صوفی محمد هروی
بخش ۳۹ - وله ایضا
دیوان اطعمه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز جور مطبخیان کی ز نان کنم اعراضکه مهر نان نتواند برید، صد مقراض
۲
دلم به گوشه مطبخ چنان گرفته است قرارکه فارغ است ز جنت درین زمان ریاض
۳
چو یافتم ته نان، نانخورش طلب کردمچو جوهری به کف آمد چه می کنم اعراض
۴
برو طبیب که دل گشته از تو مستغنیکه هست صحن مزعفر دوای این امراض
صفحهٔ ۱ از ۲