خلوتی با ترکی شیرازی
شمارهٔ ۲ - آفتاب روشن
فصل اول - لطیفهنگاریها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساقی به جام ریز ز مینا شراب راتعمیر کن به جام شراب این خراب را
۲
شبها ز غصه خواب به چشمم نمی رودساقی بیار شیشهٔ داروی خواب را
۳
می آفتاب روشن و خم مشرق وی استآور برون ز مشرق خم، آفتاب را
۴
می چون عروس و خشت سرخم حجاب ویاز روی این عروس بیفکن حجاب را
صفحهٔ ۱ از ۴