خلوتی با ترکی شیرازی
شمارهٔ ۸ - قامت رعنا
فصل اول - لطیفهنگاریها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای رخت چون صبح عید و گیسویت چون شام یلدابوالعجب صبحی و شامی همچنان داری به یکجا
۲
خوش بود گر بوسم آن رخسار همچون صبح عیدتو آن شب یلدای زلفت را ببویم تا به فردا
۳
یک شب یلدا فزونش نیست در عالم به سالیوین عجب باشد که در یک ماه دیدم من دو یلدا
۴
گر کسی خواهد که بیند آن دو یلدا را به یک مهگو بیا در چهره ام بنگر دو زلف عنبرآسا
صفحهٔ ۱ از ۳