خلوتی با ترکی شیرازی
شمارهٔ ۳۵ - دل می طپد
فصل اول - لطیفهنگاریها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای چشمهٔ حیوان خجل از لعل لبانتوی آب بقا منفعل از آب دهانت
۲
ابروی کجت هست، کمان و مژه ات تیردل می طپد اندر بر آن تیر و کمانت
۳
از سرو ندیده است کس این قامت و رفتارخود منفعلم، خوانم اگر سرو روانت
۴
از بس سخنان تو بود دلکش و جان بخشارباب سخن در عجب اند از سخنانت
صفحهٔ ۱ از ۳